به گزارش روابط عمومی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در متن نطق پیش از دستور آقای جهانبخش محبینیا، نماینده محترم مردم میاندوآب، در مجلس شورای اسلامی، آمده است: " بسم الله الرحمن الرحیم
جدولی بر گفته از UNDP« برنامه توسعه سازمان ملل متحد»، که وضعیت محرومیت جهانی در سال 1997 را مشخص میسازد و در کتاب آقایان جان بیلیس و استیواسمیت تحت عنوان جهانی شدن سیاست در عصر نوین مورد استناد قرار گرفته است، به اصحاب تحلیل و بررسی ارائه میگردد.
انتظار میرود به همان میزان که آقایان بوش و تونی بلر بر اساس ایده مداخله بشر دوستانه، بهراحتی و با تکیه بر زور تفنگداران، در راستای منافع ملیشان، کشورها را اشغال میکنند؛ اقلاً مسؤولیت محرومیتهای جهانی را بپذیرند. محرومیتهایی که با انواع مداخله از قبیل استعمار، اشغال، کودتا، جاسوسی، جنگ و نادیده گرفتن حق انتخاب مردم، همبستگی مستقیم دارد و بعضی از دوستان اعم از نیروهای داخلی و یا جهان سومی که در کشورهای همسان زندگی میکنند و با شنیدن نام غرب از هول حلیم در دیگ میافتند و شیفتگی، آنان را به استحاله میکشاند بدانند محصول تلخ و نارس مداخله در زیر جعبههای صادارتی رنگارنگ و متلون پنهان است و بعد از همه تجاربی که از تاریخ باستان تا قرون وسطی و اندیشه معاصر در اختیار ماست، بلاهت و غفلت تحت هیچ شرایطی در وجدانهای آگاه قابل گذشت نخواهد بود.
در این جدول آمده است بیماری ایدز از (15) میلیون مورد در سال 1990 به بیش از (33) میلیون مورد در سال 1997 افزایش یافته است. بدون شک سقف در حال حاضر از (60) میلیون مورد فراتر رفته است. همچنین (880) میلیون نفر به خدمات درمانی دسترسی ندارند با اتقان، این عدد از (1) میلیارد نفر در حال (حاضر) تجاوز کرده است. (2) میلیارد و (600) میلیون نفر به بهداشت دسترسی ندارند و (1) میلیارد و (500) میلیون نفر به سن (60) سالگی نمیرسند.
آیا به جای ساخت زرادخانهها و تسلیحات هستهای، شیمیایی و میکروبی و همچنین احداث زندانهای گوانتانامو و محبوس خانههای در دست ساخت افغانستان و یا عراق، نمیشود این هزینهها را برای مبازره با ایدز، تامین خدمات درمانی و تقویت بهداشت و بهبود شاخصهای انسانی صرف کرد؟ براستی اگر قصد مبارزه با تروریسم را دارید و با این اعتبارات دنبال امن کردن جهان هستید، بفرمایید معلم اول و دایه آخر صدام، طالبان و بن لادن کیست؟ چرا آمدند و نمیروند؟
داستان هزار و یک شب صدام چه وقت تمام میشود تا شاهد دستگیری و محاکمه چند ساله بنلادن باشیم؟ بالاخره دوسال آخر ریاست جمهوری آقای بوش که فصل برداشت مردم آمریکا از دوران هشت ساله نئومحافظه کارانه است شروع شده است و جزء اقناع شدید و سرگردان نمودن افکار عمومی جوابی ندهد. متولیان و هواداران حزب دموکرات آمریکا لابد میدانند هزینه مدیریت آمریکا در سالهای بعد از عالی جناب بوش، سرسامآور بالا رفته است. بدون شک نمایندگان مجالس جهان مسؤولیت دارند و بهر نحو ممکن رفتارهای مناقشه آمیز برخاسته از Hallucination را کنترل نمایند، دنیا برای جنگ و آشوب ظرفیتی ندارد.
در این جدول آمده است بیش از (850) میلیون نفر بیسواد بزرگسال وجود دارد و بیش از (260) میلیون کودک در سطوح ابتدایی و راهنمایی مدرسه را ترک میکنند. آیا بجای جنگ و خونریزی در خاورمیانه نمیشود با هزینه آن دانشگاهها و مدارسی را در آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا بنا نمود و به ترویج و توسعه علم، دانش واندیشه اقدام کرد؟ اگر با همه هزینههایی که برای جنگ صرف میشود یک ماندلا تربیت شود نمیارزد؟ در صورتیکه همه میدانیم چه سیاستمداران عادل، جراحان حاذق، اساتید بالغ و نقاشان ماهر بالقوه در میان این انسانهایند که سبز نشده به خاکستر تبدیل میشوند و باز به زیر خاک بر میگردنند تا سندی باشند بر جفای روزگاران.
درباره تغذیه و فقر، شیرینی از جان، آرامش از روح، سلاست از بیان و حیا از قلم گرفته میشود و بجد انسان از حیاتش شرمناک است. (840) میلیون نفر سوء تغذیه دارند، (1) میلیارد و (300) میلیون نفر نمیتوانند نیازهای اولیه خود را بر آورده سازند.
در مورد زنان که متاسفانه طنین ادعاها گوش فلک را در آسمانها کر میکند آمارها وحشتناک است. (340) میلیون زن به سن (40) سالگی نمیرسند و یک چهارم تا نیمی از زنان از لحاظ جسمی از طرف نزدیکان خود مورد سوء استفاده قرار گرفتهاند. آری عدهای بولهبوار حق دارند به سفیر خاتم حضرت حق دهن کجی نمایند، چرا که در دوران مدرنیته، پست مدرنیزم، جهانی شدن، اینترنت، ماهواره و فرمان پایان تاریخ، باز ندای حضرتش بلند است «بای ذنب قتلت» آری! کتاب پیامبر اینبار نه جاهلیت عرب قبل از اسلام، بل استغفال مدرن و پست مدرنیته را به محکمه ایمان میکشد و ندای آزادی جان و تن زن مسلمان و غیر مسلمان قرن بیست و یکمی را از حصار حبس دیوسیرتان خون آشام سر میدهد. هر چند خیمه بر آستان فرزندانش در سامرا خراب نمایند.
باید برای آزادی خود گریست و سینه چاک کرد. وای چه ظالمانه است بنام آزدای، آزادی را به زندان بیندازند و آن را با جهالت تنبیه نمایند و با تعصب و غفلت شلاق زنند!
رفقای ما در کنگره آمریکا که برای وزارت دفاع آمریکا (440) میلیارد دلار اعتبار تصویب مینمایند، بدانند در جهان (160) میلیون کودک سوء تغذیه دارند و (350) میلیون کودک برخلاف قوانین کار به استثمار کشیده میشوند. (3) میلیون نفر پناهنده در سطح جهان ویلان و سرگردان هستند. این شاخصهای منفی وقتی در کنار گردش (4000) میلیارد دلاری سطح سرمایهگذاری مستقیم خارجی در سال 1999 و سقف (6000) میلیارد دلاری سطح صادرات بر اساس قیمتهای 95 قرار میگیرد. حدیث مفصل بخوانیم از این مجمل.
و اما درباره (75) میلیون دلار مصوبه کنگره آمریکا، نمایندگان کنگره آمریکا و مجلس سنای آمریکا حتماً بخاطر دارند آقای کیسینجر که از چهرههای دانشگاهی آمریکا و از تابعین مکتب رئالیسم در روابط بینالملل می باشند در دوره ریاست جمهوری آقای نیکسون که وزیر امور خارجه بودند گفتند، بقای یک ملت اولین و آخرین مسؤولیت است، قابل سازش نیست و نمیتوان آن را به خطر انداخت. ما هم میگوییم بقای ملت ایران اولین و آخرین مسؤولیت ماست.
و اما تذکری به مدیران ارشد نظام، برادران و خواهران پرادختن به غیر نباید مانع توجه بنیادین به وضع و حال خودمان باشد. در عرصه روابط بینالملل هر چند مدیریت چپ نو با شماست، اما به رهبران کشورهای روسیه، چین و هند گوشزد نمایید ملت ایران از قایم باشک بازیهای موردی آنان دل خوشی ندارد و مواضع سست و ناشی از ترس آنان را بر نمیتابد.
مسؤولین اقتصادی عنایت فرمایند تحت هیچ شرایطی نباید به جنگ رفاه و مصرف مردم رفت. مردم ما در عین عزت به اقتدار با عنایت به منابع موجود و کافی باید جزو برخوردارترین مردمهای دنیا باشند. اگر بین منابع و برخورداری فاصله هست (که هست) به ضعف مدیران کشور بر میگردد و باید جوابگو باشند. مسؤولین محترم استاندارد باید دقیقاً جوابگو باشند. هزینه زندگی برای شهروند در کشور خیلی بالاست.سقوط هواپیماها، انفجار تانکر سوخت در سیستان و بلوچستان، انفجار واگنهای قطار در نیشابور، آتش گرفتن بخاری در مدرسه و سوختن تعدادی از دانشآموزان، آتش سوزی در مسجد ارک تهران، غرق شدن جمعی از دانشآموزان معصوم در استخر پارک شهر... هر چند در زمان دولت فعلی نبوده است، اما هیچ تضمینی برای تکرار سوانح اینچنینی در آینده نیست. ما نه تنها باید با مدیریت برتر جلو این فجایع را بگیریم، واجب است برای حوادث غیر مترقبه چون زلزله، سیل، رانش زمین و غیره هم علاجهای اساسی بنماییم و از طرف دیگر به مقابله با بلایای ملت شکنی چون اعتیاد، فقر، فحشا و بیکاری برویم. آیا با این همه مسؤولیت جایی برای خواب، سهل انگاری و غرور باقیمانده است؟ نه برادر! امروز فصل تازیدن بر تاراج نامههاست، خیلی ممنون."
انتهای پیام