وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
 دوشنبه ۱۳۸۷/۰۷/۲۲ ، ۱۰:۰۵
نقشه سایت | پرسشهای متداول | تالارهای گفتگو
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
ارسال مطلب نشانی و تلفن مدیران آشنایی با وزارت وزیران پس ار انقلاب
فرم نظرخواهی ارسال صفحه به دوستان افزودن به آدرسهای برگزیده نسخه قابل چاپ این سایت را Homepage خود کنید آمار بازدیدکنندگان

RSS 2.0
  حریم شخصی کاربران


Powered by RADCOM

متن کامل سخنرانی رییس مجلس شورای اسلامی در همایش یک روزه روابط عمومی و ارتباطات

بسم الله الرحمن الرحیم


به حضور جمع ارجمند حاضر سلام عرض می کنم و روز جهانی ارتباطات وروابط عمومی را به شما و همه همکارانتان در کشور تبریک عرض می کنم . از دوستان عزیز خودم در دولت بخصوص جناب آقای دکتر الهام وزیر محترم دادگستری و سخنگوی دولت که فرصتی در اختیار بنده قراردادند تا با شما دیداری داشته باشم ، سپاسگزارم .
همواره فکر می کنم که سخنگو بودن امثال بنده در جمع متخصصان چه وجهی دارد ، و حداکثر یادآور ضرب المثل زیره به کرمان بردن است که بنده بخواهم برای شما در باب ارتباطات و روابط عمومی سخنی بگویم . اما مایلم تلقی خودم را و درک و استنباط خودم را از شغل خطیری که شما عهده دار آن هستید به اختصار عرضه کنم . بنده البته یک توفیقی داشته ام که چندین سال دورادور با موضوع ارتباطات سرو کار داشته ام . اتفاق افتاد که ده سال مسئولیت اداره مرکز فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه امام صادق (ع) بر عهده اینجانب قرار گرفت . این مرکز از آغاز هفت دانشجوی دکتری داشت و همه آنها فارغ التحصیل شدند و مرکز تبدیل به دانشکده شد . در حال حاضر چندین دوره دانشجوی دوره کارشناسی ارشد پیوسته در این دانشکده پذیرفته شده است . بنده که رشته تخصصی ام ارتباطات نبود ، از رهگذر این مسئولیت و به برکت این فرصت توانستم با استادان درجه اول این رشته حشرو نشری داشته باشم و از افکار آنها استفاده بکنم . در این فرصت بود که با استادانی مانند آقای دکتر معتمدنژاد آشنا شدم و توفیق همکاری با آقای دکتر محسنیان راد را داشتم ، که تشریف دارند ، و این یکی از ایام خوش عمر من بوده که در دانشگاه امام صادق (ع) شاهد این نهال نازک بودم که امروز به درختی الحمدلله مبدل شده است .
ویژگی عصر ما ، ارتباطات است . اگر قرن بیستم و بیست و یکم را با قرنهای نوزدهم و هجدهم در جهان مقایسه کنیم ، خصوصیت قرن هجدهم را می توانیم انقلاب صنعتی و صنعت بدانیم . یعنی آنچه این قرن را از دوران قبل از آن متمایز می‌کرد، پیشرفت شگرف و سریع صنعت بود . در قرن نوزدهم یک خصوصیت دیگری به پیشرفت صنعتی اضافه شد و آن کشانده شدن صنعت به عرصه تولید جنگ افزار بود . یعنی در قرن هجدهم ، قدرت در صنعت تجلی پیدا می کرد . در قرن نوزدهم ، قدرت در سلاح تجلی پیدا می کرد وهر کشوری که می خواست قدرت خود را درجهان بنمایاند و به اثبات برساند ، تلاش می کرد یک سلاح مخربتر و سنگین تری اختراع بکند ، که این در قرن بیستم هم همین طورادامه داشت . نیمه دوم این جنگ های اول و دوم جهانی در واقع نشانه همین پیشرفت کشورها در تولید سلاح بود . از نیمه دوم قرن بیستم ، قدرت در ارتباطات تجلی پیدا کرد ؛ آن کشوری قدرتمند تر بود که در ارتباطات موفق تر بود ؛ اطلاعات بیشتری را می توانست گردآوری کند و منتشر کند . عصر ، عصر اطلاعات و اطلاع رسانی شد . این تحول همچنان ادامه دارد و امروزه اگر به کشورهای جهان نظر کنیم ، می بینیم کاملاً یک رابطه معنی داری میان قدرت ارتباطاتی و اطلاع رسانی کشورها و حکومت ها با جایگاه آنها در جهان وجود دارد ؛ هر کشوری که نیرومندتر است ، در ارتباطات هم نیرومندتر است . شما کشور نیرومندی در جهان سراغ ندارید که از نظر اطلاع رسانی و ارتباطات ضعیف باشد . و بر عکس هم کشور ضعیفی را سراغ ندارید که از نظر ارتباطات نیرومند باشد .
حکمرانی و حکومت کردن در چنین جهانی بدون بهره مندی از روابط عمومی ممکن نیست . هرحکومتی در کنار همه کارهایی که می کند ، باید چشمی به اطلاع رسانی و ارتباطات و روابط عمومی داشته باشد . چون - اگر صحیح باشد که تعبیر جنگ را بکار ببریم - باید بگوییم اگرجنگی هست و جنگی باشد ، این جنگ در درجه اول در عرصه ارتباطات و روابط عمومی است . اگر توفیقی هم باشد ، در همین عرصه است .
باید در کشور ما جایگاه ارتباطات ، اطلاع رسانی و روابط عمومی بخوبی شناخته شود . باید ما تصدیق کنیم که ارتباطات یک دانش نوین پیچیده است ؛ باید تصدیق کنیم که یک دانش میان رشته ای است که درآن انواع و اقسام تخصص ها از قبیل جامعه شناسی ، ادبیات ، حقوق ، روانشناسی – خصوصا روانشناسی اجتماعی – و بسیاری رشته های دیگر دخیل است ، و باید برای چنین امر خطیری ما در کشور سرمایه گذاری کنیم ، پژوهش کنیم ، نیروی متخصص تربیت بکنیم ، والا نمی توانیم کشور را چنان که باید اداره کنیم و نمی توانیم در جهان از خودمان دفاع کنیم . به همان اندازه که در زمینه دفاع نظامی ما حساس هستیم که کشور بی سلاح و بی دفاع نماند ، در عرصه ارتباطات و اطلاع رسانی هم باید حساس باشیم که کشور ضعیف نماند . این نه تنها باید راهبرد کلی ما باشد – منظورم اطلاع رسانی است – بلکه باید در هر امر جزئی هم ما در ذهن و حافظه خودمان نسبت به بعد اطلاع رسانی آن برنامه داشته باشیم . هر مدیر اجرایی برای هر کاری که می خواهد انجام بدهد ، باید یک پرونده در ذهن خودش در کنار همه مسائل اجرایی برای بعد ارتباطاتی وتبلیغی و روابط عمومی و اطلاع رسانی باز بکند . یعنی در کنارانواع و اقسام متخصصان ومهندسان و مسئولانی که یک طرح بزرگی را می خواهند اجرا بکنند ، حتما باید یک گروه متخصص ارتباطات و اطلاع رسانی هم وجود داشته باشند که به موازات آنها با جامعه ارتباط دوسویه داشته باشند . توجه به این معنا هم از نظرسیاسی به سود حکومت هاست و هم از نظر اقتصادی . یعنی مدیران جامعه ، تصمیم گیرندگان ، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی که بودجه اختصاص می دهد ، دولت ، مجلس ، همه باید بدانند که تقویت روابط عمومی در کشور به معنای هدر دادن پول نیست بلکه به معنای صرفه جویی در هزینه هاست ، اگردرست انجام بشود .
به عنوان مثال اجازه بدهید یک مسئله روز کشور را از حیث روابط عمومی خدمتتان مطرح کنم .
همه می دانید که هم اکنون دولت و مجلس در صددند موضوع سهمیه بندی بنزین را در کشور اجرا بکنند . دلایلمان هم روشن است . بارها گفته ایم که در کشوری که حدود 45 میلیون لیتر بنزین در حال حاضر می تواند در پالایشگاه های داخلی تولید کند ، روزانه ، مصرف 80 میلیون لیتر بنزین معنی ندارد . این یک وابستگی وحشتناک است که از نظر سیاسی ، از نظر امنیتی معقول نیست . علاوه بر این ، آیا منطقی است که ما سالانه چند میلیارد دلار از درآمد نفتی خودمان را صرف واردکردن بنزین بکنیم و بعد این بنزین را به قیمتی ارزانتراز آب؛ با قیمت گران بخریم و ارزانتر از آب بفروشیم و خیابان های خودمان را پر از خودرو بکنیم به طوری که خودروی عمومی هم اگر اضافه کنیم ، امکان تحرک نداشته باشیم و اعصاب مردم را به هم بریزیم و انواع بیماری ها و آلودگی ها را ایجاد بکنیم ، کشور را به بیرون وابسته بکنیم ، و هزار مشکل دیگر ؟ خوب ، این یک مطلب روشنی است . حالا با تصویب مجلس ، باهمکاری این دو قوه ، قوانینی به تصویب رسیده ، دولت هم اجرای آن را به عهده گرفته است . همان طور که آقای رئیس جمهور دیروز گفتند ، طرح ساماندهی رایانه ای و الکترونیکی این اقدام ، یکی از طرح‌های وسیع جهان است . حالا ایشان می گفتند وسیع ترین ؛ بنده احتیاط می کنم . چون من محافظه کارم . آقای رئیس جمهور بیشترلابد اطلاع دارند . من می گویم این طرح بزرگی است – آخر ماها را رسانه ها می گویند محافظه کاران ، دیگر ! حالا اینجایش را قبول دارم که آن چیزهایی را که یقین ندارم با احتیاط می گویم ، ولی - مسلماً بزرگ است . آقای نعمت زاده معاون وزارت نفت برای بنده می گفتند که حجم اطلاعات این مجموعه سه برابر حجم اطلاعات سامانه ارتباطی رایانه ای بانکی در کشور است . کار بزرگی است . در روستاهایی که تلفن نرفته ، پمپ بنزین هست . آنجاها را هم به این مجموعه متصل کرده‌اند . شما ببینید چه کارعظیمی است .آیا این کار به این عظمت بدون ارتباطات ، بدون اطلاع رسانی ممکن است ؟ اگر اصحاب رسانه ، اگر روابط عمومی ها نقش خودشان را در دولت و درحکومت و دراداره کشوردر این اقدامات سترگ به انجام نرسانند ، کارها عقیم می ماند . حالا بگذریم از این که بنده شاهد روزنامه هایی هستم که جز تیترهای یاس آمیز ، هیچ چیز دیگری در باب بنزین و سهمیه بندی منتشر نمی کنند . بعضی روزنامه ها را بنده می بینم که هر روز که نگاه می کنم ، می بینم غیر از تردید ، بلاتکلیفی ، ناراحتی چیز دیگری را تیتر نمی کنند . آنها حسابشان جداست . ولی بالاخره خود آنهایی که علاقه دارند این مشکل حل شود به بهترین وجه ، که مردم هم به زحمت نیفتند ، حتما باید یک طرح جامع منطقی علمی رسانه ای و ارتباطاتی برای یک چنین اقدام بزرگی داشته باشند .
این حالا یک نمونه بود . ما هر روز ، شاید هر هفته یک چنین کارکمابیش بزرگی در کشور داریم ؛ در هر استانی ، در هر شهری بالاخره کارهایی هست . روابط عمومی را دستکم نباید گرفت . روابط عمومی مخلفات سفره حکومت کردن نیست که اگربود چه بهتر ، اگر نبود هم مشکلی نیست . این فکر را باید از ذهن بیرون کرد . سبزی سر سفره نیست که اگربود ، خوب هم سفره را قشنگتر می کند و هم تغییر ذائقه می هد . نه ، جزء لوازم کار است . این را ما باید تثبیت بکنیم در ذهن مدیران جامعه. اینطور نیست که هر کس از راه رسید اگرکاری نداشت بگوییم در روابط عمومی ، فعلا یک مدتی آنجا باش تا بعد یک جا برایت تعیین کنیم. باید متخصص روابط عمومی تربیت بکنیم. اگر کسی هم تخصص ندارد ، دوره آموزش ضمن خدمت ببیند . باید در این دانش رشد تخصصی پیدا کنیم ، هم در سطح کلان و هم افراد، در کشور .
بنده می خواهم از این فرصت استفاده بکنم ؛ هم برسبیل درددل و هم اغتنام فرصت . یکی دو نکته را در باب مسائل رسانه ای خدمت شما دوستانی که با رسانه سرو کار دارید ، عرض کنم . ما می توانیم رسانه ها را ودر کشورخومان مطبوعات و پایگاه‌های اطلاع رسانی رایانه ای یعنی سایت ها را از یک لحاظ به دو دسته تقسیم بکنیم : حزبی و غیرحزبی . حالا ساده ترینش روزنامه ها هستند . روزنامه ها در کشور ما نوعاً به یک جریان سیاسی تعلق دارند و همه هم می دانند که فلان روزنامه مال چه جریان فکری ای است . حالا ما در کشورمان متاسفانه یا خوشبختانه احزاب قوی نداریم - ولی به جای احزاب روزنامه ها کار می کنند - ولی احزابی هستند که غیر از روزنامه هیچ چیز دیگری ندارند . روزنامه ها جانشین احزاب شده اند . به جای آن که اتاق های فکری باشد ، یک تشکیلاتی باشد که واقعا برای اداره کشور فکر بکنند ویک عقبه ای برای مدیریت کشور فراهم بکنند ، مغازه ها تویش خالی است ولی ویترین های مطبوعاتی پر است ؛ آن یک داستان دیگری است . ولی به هر حال این موضوع مسلمی است که روزنامه ها گرایش سیاسی خاص دارند . یک دسته رسانه هایی هستند که با یک نهاد مخالفند ؛ حالا من مجلس را بگویم . فرض کنید ازمجلس شورای اسلامی دل خوشی ندارند ؛ دوست ندارند این مجلس را یا مجلس قبلی را یا مجلس بعدی را؛ کاری به این نمونه ها نداریم . خوب اینها چکار می کنند ؟ اینها همه چیز را در جهت یک برنامه خاصی منعکس می کنند . یعنی اطلاع رسانی نمی کنند ، بلکه اطلاع رسانی را درواقع یک محملی می کنند برای تضعیف حریف و تقویت خودشان . گله هم از این بابت از کسی نمی توان کرد .آزادی است ؛ یک کسی رفته پولی خرج کرده ، روزنامه‌ای درست کرده ، یک عده ای را هم استخدام کرده . صبح که خبرنگارش می خواهد برود سراغ کار، او با توجه به همه این مسائل چندتا سئوال می دهد به دستش ، می گوید اینها را بپرس . بعد هم خبرنگار می رود اینها را به صورت مواد خام می دهد به روزنامه ، سردبیر ، هیئت تحریریه ، آنها یک آرایشی به این خبر می دهند که در جهت مصالح خودشان باشد . هیچکس هم نمی تواند مانعشان بشود و جلویشان را بگیرد . ولی عیب این کاراین است که اطلاع رسانی در آن گم می شود . این که در کشور روزنامه هایی باشند که در جهت مرام و مقصد و برنامه و نقشه یک تشکل سیاسی کار کنند ، عیب نیست . عیب آن است روزنامه ای غیر از این نباشد . یعنی اگرکسی خواست فارغ از پیش داوری ها ، فارغ از جهت گیری ها ، بفهمد که بالاخره چه خبر است و چه کسی چه چیزی گفته، او کارش مشکل می شود . ما الان از این حیث ضعف داریم . یعنی هرکدام از ما به حافظه خودمان مراجعه کنیم و بپرسیم کدام روزنامه هست که مستقل از این گرایش های تشکیلاتی و تشکلی وحزبی وسیاسی و از این حرفها ، می تواند خبر به مردم بدهد، اینجا - حالا نمی گویم نیست ، ولی - پیدا کردنش آسان نیست . این یک مسئله مهمی است . آن وقت این واقعیت ، رابطه دولت وملت ، رابطه حکومت و ملت را مخدوش می کند . یعنی نه مردم دیگراعتماد می کنند به آنچه در مطبوعات می آید ونه دولت از این مطبوعات می تواند خوب استفاده کند . یعنی آن رابطه منطقی ای که رسانه برای رساندن پیام باید بین مردم و مسئولان داشته باشد ، این رابطه دستکاری می شود ، عیب پیدا می کند . یک جلوه بارز این گرایش ها ، تاثیر این گرایش ها ، تیترهایی است که در رسانه ها انتخاب می شود . یکی از گرفتاری های امثال بنده این است که ببینم صحبتی که کرده ام با چه تیتری در چه رسانه ای منعکس شده است . بنده می دانم که انتخاب تیتر یک مسئله مهم در مطبوعات است و طبیعی هم هست ؛ بالاخره تیتر، پیشانی خبر است . از آنجاست که می توان خواننده را جلب کرد و جذب کرد . اما درانتخاب تیتر چقدر ، در این برجسته‌سازی و این خلاصه سازی ، چقدر آن دیدگاه های روزنامه و رسانه دخالت می کند ؟ یک مثال ساده بزنم که مطلبش تازه اتفاق افتاده است . روز شنبه همین هفته در اختتامیه نمایشگاه کتاب بنده در آغاز صحبت خودم عرض کردم که در دویست سال گذشته ما در عرصه علم عقب مانده ایم . یکی از روزنامه ها در صفحه مهمی ، حالا یا صفحه اول بود یا صفحه آخر یا جای دیگری ، نوشته بود" فلانی : در عرصه علم عقب مانده ایم " . دروغ هم نگفته بود ، این عبارت را من گفته بودم .اما او" در دویست سال گذشته "‌را حذف کرده بود . به قول آن فیلسوف ؛ هر راست ناقصی ، یک دروغ کامل است - شما ارتباطاتی ها و روابط عمومی ها این را باید توجه کنید . ولی هرکه آن را می خواند ، چه می فهمید ؟ من بعدش مفصل صحبت کرده بودم که ما در این بیست وچند سال گذشته بعد از انقلاب خوشبختانه شاهد پیشرفت علمی کشور تا حدود زیادی بوده ایم . اما آنچه از سخنرانی بنده نقل شده بود - با حذف آن دوکلمه - و تیتر شده بود ، این بود . این یکی از مسائلی است که به هرحال دامنگیر جامعه ماست در عرصه ارتباطات و اطلاع رسانی و روابط عمومی ؛ و این که یک فضایی ایجاد کنیم که آن تیتری که انتخاب می‌شود ، عنوانی که برای خبر انتخاب می شود وانتخابی که از خبر می شود ، لااقل یک مقداری از مقصود صاحب خبر را هم برساند .این یکی از مسائل مبتلابه دائمی است .
یک مطلب دیگری را هم خدمتتان عرض کنم وآن ، اهمیت زبان است . زبان ، سخن گفتن ، ادبیات ، کلام، لفظ ، در کاری که شما برعهده دارید . زنهار ، زنهار، مسئله زبان را دستکم نگیرید . ابزار کارشما کلمه است . این کلمه باید دقیق انتخاب شود وآن کسی موفق تر است در اطلاع رسانی ، که بر زبان تسلط داشته باشد . در عرصه های پررونق ارتباطاتی ، زبان ، پالایش شده ، نیرومند و دقیق است ، مبهم نیست . حالا باز هم یک مثال دیگری بزنم . یک صحبتی دو روز پیش در مجلس داشتم ، مجلس قبلی خودمان ، برای مجلس دانش آموزی . مثال ها را اگر از خودم می زنم ، برای آن است که دیگر سندی لازم نداشته باشد بدهم . یک سخنرانی برای این نمایندگان مجلس دانش آموزی داشتم . گفتم که دموکراسی جانشین دین و اخلاق نمی تواند بشود ؛ دموکراسی جای دین واخلاق را نمی تواند بگیرد ؛ لازم است اول دین و اخلاق باشد ، بعد دموکراسی می تواند به آن کمک کند . خبر ظهر سیما ، این بود که فلانی گفت : دموکراسی با اخلاق و دین ملازمت دارد ! ملازمه یعنی چی ؟ این باب مفاعله در عربی یعنی چی ؟ ملازمه در منطق معنا دارد . وقتی دو چیزارتباطشان با همدیگر به نحوی باشد که این بدون آن نشود و آن بدون این نشود ، این را می گویند ملازمه ، یا تلازم . من که همچین حرفی نزدم . بنده عکس این را می خواستم بگویم . من آنجا گفتم دموکراسی هایی هست که بدون دین و اخلاق است و آنهاهیچ خیری عاید جامعه نمی کند . بنده در واقع می خواستم بگویم دموکراسی مستلزم دین و اخلاق است ، اگر بخواهد مفید باشد . من منظورم این بود . من نمی خواستم بگویم دموکراسی و دین ملازمه دارند با هم . چنین چیزی معنا ندارد . ولی یک نویسنده ای ، رسانه ای ای، یک دوستی ، یک برادری ، هر که هست ، یا خواهری ، خواسته این خبر را خلاصه کند ، حرف من را شنیده ، این کلمه را نوشته . شاید خیلی ها هم اصلا دقت نکنند . آن هم بد است . آن هم غصه است. بنده می خواهم خدمتتان عرض کنم : شما دوستان روابط عمومی در کلمه ، لفظ ،عبارت، اصطلاح ، ادبیات ، زبان ، کاملا دقیق باشید .
و آخرین سخن ؛ و البته یک عذرخواهی ازاین که بنده وارد جزییات شدم ؛ چون این خلق و خوی معلمی از ما دورشدنی نیست . هرجا برویم ، بالاخره این عادت چهل و چند ساله با ما هست . اگر یک قدری بحث را کلاسی و کلاسیک کردم ، عذرخواهی می‌کنم . ما باید کلیات بگوییم ؛ معمولا اینجوری باید صحبت کنیم ؛ من عدول کردم از این قاعده . آخرین مطلب این است که تجربه خود من به بنده می گوید که روابط عمومی بدون روابط خصوصی ممکن نیست . اصلا روابط عمومی را بیخودی اسمش را گذاشته اند روابط عمومی ؛ اصلش روابط خصوصی است . حالا شوخی می کنم . منظور از روابط عمومی یعنی روابط با عامه مردم . ولی آن مسئول روابط عمومی که روابط خصوصی با رسانه ها نداشته باشد ، موفق نیست در روابط عمومی . کلید روابط عمومی در جعبه روابط خصوصی پنهان است . اگر می خواهید در عرصه روابط عمومی موفق باشید ، رابطه خصوصی خودتان را با دوستان رسانه ای برقرار کنید . نه به این صورت که هدایای بی جهت بدهید تا آنها ازشما تعریف کنند - که این یک عات زشتی است که قبل ها بود - بلکه به آن معنا که بالاخره شما با جامعه ارتباط عمومی اگر بخواهید داشته باشید باید قبل از آن با رسانه ارتباط داشته باشید ؛ مرتبا با اصحاب رسانه رابطه خاص داشته باشید . این سخن مجمل است . گفت ؛ من از مفصل این نکته - یا قصه - مجملی گفتم تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .
عذرخواهی می کنم از شما . یک بار دیگر این روز جهانی را به شما تبریک می گویم . از دولت که اهتمام دارد به کار روابط عمومی ها تشکر می کنم . ان شاء الله اگر این کار بزرگ روابط عمومی محتاج نوعی قانونگذاری هم در مجلس هم بود ، بنده از طرف همکارانم در مجلس آمادگی مجلس را برای همکاری اعلام می کنم . موفق و پیروزباشید .
والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته

۱۳۸۶/۰۳/۱۳
۱۱:۲۵