بسم الله الرحمن الرحیم به حضور جمع ارجمند حاضر سلام عرض می کنم و روز جهانی ارتباطات وروابط عمومی را به شما و همه همکارانتان در کشور تبریک عرض می کنم . از دوستان عزیز خودم در دولت بخصوص جناب آقای دکتر الهام وزیر محترم دادگستری و سخنگوی دولت که فرصتی در اختیار بنده قراردادند تا با شما دیداری داشته باشم ، سپاسگزارم . همواره فکر می کنم که سخنگو بودن امثال بنده در جمع متخصصان چه وجهی دارد ، و حداکثر یادآور ضرب المثل زیره به کرمان بردن است که بنده بخواهم برای شما در باب ارتباطات و روابط عمومی سخنی بگویم . اما مایلم تلقی خودم را و درک و استنباط خودم را از شغل خطیری که شما عهده دار آن هستید به اختصار عرضه کنم . بنده البته یک توفیقی داشته ام که چندین سال دورادور با موضوع ارتباطات سرو کار داشته ام . اتفاق افتاد که ده سال مسئولیت اداره مرکز فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه امام صادق (ع) بر عهده اینجانب قرار گرفت . این مرکز از آغاز هفت دانشجوی دکتری داشت و همه آنها فارغ التحصیل شدند و مرکز تبدیل به دانشکده شد . در حال حاضر چندین دوره دانشجوی دوره کارشناسی ارشد پیوسته در این دانشکده پذیرفته شده است . بنده که رشته تخصصی ام ارتباطات نبود ، از رهگذر این مسئولیت و به برکت این فرصت توانستم با استادان درجه اول این رشته حشرو نشری داشته باشم و از افکار آنها استفاده بکنم . در این فرصت بود که با استادانی مانند آقای دکتر معتمدنژاد آشنا شدم و توفیق همکاری با آقای دکتر محسنیان راد را داشتم ، که تشریف دارند ، و این یکی از ایام خوش عمر من بوده که در دانشگاه امام صادق (ع) شاهد این نهال نازک بودم که امروز به درختی الحمدلله مبدل شده است . ویژگی عصر ما ، ارتباطات است . اگر قرن بیستم و بیست و یکم را با قرنهای نوزدهم و هجدهم در جهان مقایسه کنیم ، خصوصیت قرن هجدهم را می توانیم انقلاب صنعتی و صنعت بدانیم . یعنی آنچه این قرن را از دوران قبل از آن متمایز میکرد، پیشرفت شگرف و سریع صنعت بود . در قرن نوزدهم یک خصوصیت دیگری به پیشرفت صنعتی اضافه شد و آن کشانده شدن صنعت به عرصه تولید جنگ افزار بود . یعنی در قرن هجدهم ، قدرت در صنعت تجلی پیدا می کرد . در قرن نوزدهم ، قدرت در سلاح تجلی پیدا می کرد وهر کشوری که می خواست قدرت خود را درجهان بنمایاند و به اثبات برساند ، تلاش می کرد یک سلاح مخربتر و سنگین تری اختراع بکند ، که این در قرن بیستم هم همین طورادامه داشت . نیمه دوم این جنگ های اول و دوم جهانی در واقع نشانه همین پیشرفت کشورها در تولید سلاح بود . از نیمه دوم قرن بیستم ، قدرت در ارتباطات تجلی پیدا کرد ؛ آن کشوری قدرتمند تر بود که در ارتباطات موفق تر بود ؛ اطلاعات بیشتری را می توانست گردآوری کند و منتشر کند . عصر ، عصر اطلاعات و اطلاع رسانی شد . این تحول همچنان ادامه دارد و امروزه اگر به کشورهای جهان نظر کنیم ، می بینیم کاملاً یک رابطه معنی داری میان قدرت ارتباطاتی و اطلاع رسانی کشورها و حکومت ها با جایگاه آنها در جهان وجود دارد ؛ هر کشوری که نیرومندتر است ، در ارتباطات هم نیرومندتر است . شما کشور نیرومندی در جهان سراغ ندارید که از نظر اطلاع رسانی و ارتباطات ضعیف باشد . و بر عکس هم کشور ضعیفی را سراغ ندارید که از نظر ارتباطات نیرومند باشد . حکمرانی و حکومت کردن در چنین جهانی بدون بهره مندی از روابط عمومی ممکن نیست . هرحکومتی در کنار همه کارهایی که می کند ، باید چشمی به اطلاع رسانی و ارتباطات و روابط عمومی داشته باشد . چون - اگر صحیح باشد که تعبیر جنگ را بکار ببریم - باید بگوییم اگرجنگی هست و جنگی باشد ، این جنگ در درجه اول در عرصه ارتباطات و روابط عمومی است . اگر توفیقی هم باشد ، در همین عرصه است . باید در کشور ما جایگاه ارتباطات ، اطلاع رسانی و روابط عمومی بخوبی شناخته شود . باید ما تصدیق کنیم که ارتباطات یک دانش نوین پیچیده است ؛ باید تصدیق کنیم که یک دانش میان رشته ای است که درآن انواع و اقسام تخصص ها از قبیل جامعه شناسی ، ادبیات ، حقوق ، روانشناسی – خصوصا روانشناسی اجتماعی – و بسیاری رشته های دیگر دخیل است ، و باید برای چنین امر خطیری ما در کشور سرمایه گذاری کنیم ، پژوهش کنیم ، نیروی متخصص تربیت بکنیم ، والا نمی توانیم کشور را چنان که باید اداره کنیم و نمی توانیم در جهان از خودمان دفاع کنیم . به همان اندازه که در زمینه دفاع نظامی ما حساس هستیم که کشور بی سلاح و بی دفاع نماند ، در عرصه ارتباطات و اطلاع رسانی هم باید حساس باشیم که کشور ضعیف نماند . این نه تنها باید راهبرد کلی ما باشد – منظورم اطلاع رسانی است – بلکه باید در هر امر جزئی هم ما در ذهن و حافظه خودمان نسبت به بعد اطلاع رسانی آن برنامه داشته باشیم . هر مدیر اجرایی برای هر کاری که می خواهد انجام بدهد ، باید یک پرونده در ذهن خودش در کنار همه مسائل اجرایی برای بعد ارتباطاتی وتبلیغی و روابط عمومی و اطلاع رسانی باز بکند . یعنی در کنارانواع و اقسام متخصصان ومهندسان و مسئولانی که یک طرح بزرگی را می خواهند اجرا بکنند ، حتما باید یک گروه متخصص ارتباطات و اطلاع رسانی هم وجود داشته باشند که به موازات آنها با جامعه ارتباط دوسویه داشته باشند . توجه به این معنا هم از نظرسیاسی به سود حکومت هاست و هم از نظر اقتصادی . یعنی مدیران جامعه ، تصمیم گیرندگان ، سازمان مدیریت و برنامهریزی که بودجه اختصاص می دهد ، دولت ، مجلس ، همه باید بدانند که تقویت روابط عمومی در کشور به معنای هدر دادن پول نیست بلکه به معنای صرفه جویی در هزینه هاست ، اگردرست انجام بشود . به عنوان مثال اجازه بدهید یک مسئله روز کشور را از حیث روابط عمومی خدمتتان مطرح کنم . همه می دانید که هم اکنون دولت و مجلس در صددند موضوع سهمیه بندی بنزین را در کشور اجرا بکنند . دلایلمان هم روشن است . بارها گفته ایم که در کشوری که حدود 45 میلیون لیتر بنزین در حال حاضر می تواند در پالایشگاه های داخلی تولید کند ، روزانه ، مصرف 80 میلیون لیتر بنزین معنی ندارد . این یک وابستگی وحشتناک است که از نظر سیاسی ، از نظر امنیتی معقول نیست . علاوه بر این ، آیا منطقی است که ما سالانه چند میلیارد دلار از درآمد نفتی خودمان را صرف واردکردن بنزین بکنیم و بعد این بنزین را به قیمتی ارزانتراز آب؛ با قیمت گران بخریم و ارزانتر از آب بفروشیم و خیابان های خودمان را پر از خودرو بکنیم به طوری که خودروی عمومی هم اگر اضافه کنیم ، امکان تحرک نداشته باشیم و اعصاب مردم را به هم بریزیم و انواع بیماری ها و آلودگی ها را ایجاد بکنیم ، کشور را به بیرون وابسته بکنیم ، و هزار مشکل دیگر ؟ خوب ، این یک مطلب روشنی است . حالا با تصویب مجلس ، باهمکاری این دو قوه ، قوانینی به تصویب رسیده ، دولت هم اجرای آن را به عهده گرفته است . همان طور که آقای رئیس جمهور دیروز گفتند ، طرح ساماندهی رایانه ای و الکترونیکی این اقدام ، یکی از طرحهای وسیع جهان است . حالا ایشان می گفتند وسیع ترین ؛ بنده احتیاط می کنم . چون من محافظه کارم . آقای رئیس جمهور بیشترلابد اطلاع دارند . من می گویم این طرح بزرگی است – آخر ماها را رسانه ها می گویند محافظه کاران ، دیگر ! حالا اینجایش را قبول دارم که آن چیزهایی را که یقین ندارم با احتیاط می گویم ، ولی - مسلماً بزرگ است . آقای نعمت زاده معاون وزارت نفت برای بنده می گفتند که حجم اطلاعات این مجموعه سه برابر حجم اطلاعات سامانه ارتباطی رایانه ای بانکی در کشور است . کار بزرگی است . در روستاهایی که تلفن نرفته ، پمپ بنزین هست . آنجاها را هم به این مجموعه متصل کردهاند . شما ببینید چه کارعظیمی است .آیا این کار به این عظمت بدون ارتباطات ، بدون اطلاع رسانی ممکن است ؟ اگر اصحاب رسانه ، اگر روابط عمومی ها نقش خودشان را در دولت و درحکومت و دراداره کشوردر این اقدامات سترگ به انجام نرسانند ، کارها عقیم می ماند . حالا بگذریم از این که بنده شاهد روزنامه هایی هستم که جز تیترهای یاس آمیز ، هیچ چیز دیگری در باب بنزین و سهمیه بندی منتشر نمی کنند . بعضی روزنامه ها را بنده می بینم که هر روز که نگاه می کنم ، می بینم غیر از تردید ، بلاتکلیفی ، ناراحتی چیز دیگری را تیتر نمی کنند . آنها حسابشان جداست . ولی بالاخره خود آنهایی که علاقه دارند این مشکل حل شود به بهترین وجه ، که مردم هم به زحمت نیفتند ، حتما باید یک طرح جامع منطقی علمی رسانه ای و ارتباطاتی برای یک چنین اقدام بزرگی داشته باشند . این حالا یک نمونه بود . ما هر روز ، شاید هر هفته یک چنین کارکمابیش بزرگی در کشور داریم ؛ در هر استانی ، در هر شهری بالاخره کارهایی هست . روابط عمومی را دستکم نباید گرفت . روابط عمومی مخلفات سفره حکومت کردن نیست که اگربود چه بهتر ، اگر نبود هم مشکلی نیست . این فکر را باید از ذهن بیرون کرد . سبزی سر سفره نیست که اگربود ، خوب هم سفره را قشنگتر می کند و هم تغییر ذائقه می هد . نه ، جزء لوازم کار است . این را ما باید تثبیت بکنیم در ذهن مدیران جامعه. اینطور نیست که هر کس از راه رسید اگرکاری نداشت بگوییم در روابط عمومی ، فعلا یک مدتی آنجا باش تا بعد یک جا برایت تعیین کنیم. باید متخصص روابط عمومی تربیت بکنیم. اگر کسی هم تخصص ندارد ، دوره آموزش ضمن خدمت ببیند . باید در این دانش رشد تخصصی پیدا کنیم ، هم در سطح کلان و هم افراد، در کشور . بنده می خواهم از این فرصت استفاده بکنم ؛ هم برسبیل درددل و هم اغتنام فرصت . یکی دو نکته را در باب مسائل رسانه ای خدمت شما دوستانی که با رسانه سرو کار دارید ، عرض کنم . ما می توانیم رسانه ها را ودر کشورخومان مطبوعات و پایگاههای اطلاع رسانی رایانه ای یعنی سایت ها را از یک لحاظ به دو دسته تقسیم بکنیم : حزبی و غیرحزبی . حالا ساده ترینش روزنامه ها هستند . روزنامه ها در کشور ما نوعاً به یک جریان سیاسی تعلق دارند و همه هم می دانند که فلان روزنامه مال چه جریان فکری ای است . حالا ما در کشورمان متاسفانه یا خوشبختانه احزاب قوی نداریم - ولی به جای احزاب روزنامه ها کار می کنند - ولی احزابی هستند که غیر از روزنامه هیچ چیز دیگری ندارند . روزنامه ها جانشین احزاب شده اند . به جای آن که اتاق های فکری باشد ، یک تشکیلاتی باشد که واقعا برای اداره کشور فکر بکنند ویک عقبه ای برای مدیریت کشور فراهم بکنند ، مغازه ها تویش خالی است ولی ویترین های مطبوعاتی پر است ؛ آن یک داستان دیگری است . ولی به هر حال این موضوع مسلمی است که روزنامه ها گرایش سیاسی خاص دارند . یک دسته رسانه هایی هستند که با یک نهاد مخالفند ؛ حالا من مجلس را بگویم . فرض کنید ازمجلس شورای اسلامی دل خوشی ندارند ؛ دوست ندارند این مجلس را یا مجلس قبلی را یا مجلس بعدی را؛ کاری به این نمونه ها نداریم . خوب اینها چکار می کنند ؟ اینها همه چیز را در جهت یک برنامه خاصی منعکس می کنند . یعنی اطلاع رسانی نمی کنند ، بلکه اطلاع رسانی را درواقع یک محملی می کنند برای تضعیف حریف و تقویت خودشان . گله هم از این بابت از کسی نمی توان کرد .آزادی است ؛ یک کسی رفته پولی خرج کرده ، روزنامهای درست کرده ، یک عده ای را هم استخدام کرده . صبح که خبرنگارش می خواهد برود سراغ کار، او با توجه به همه این مسائل چندتا سئوال می دهد به دستش ، می گوید اینها را بپرس . بعد هم خبرنگار می رود اینها را به صورت مواد خام می دهد به روزنامه ، سردبیر ، هیئت تحریریه ، آنها یک آرایشی به این خبر می دهند که در جهت مصالح خودشان باشد . هیچکس هم نمی تواند مانعشان بشود و جلویشان را بگیرد . ولی عیب این کاراین است که اطلاع رسانی در آن گم می شود . این که در کشور روزنامه هایی باشند که در جهت مرام و مقصد و برنامه و نقشه یک تشکل سیاسی کار کنند ، عیب نیست . عیب آن است روزنامه ای غیر از این نباشد . یعنی اگرکسی خواست فارغ از پیش داوری ها ، فارغ از جهت گیری ها ، بفهمد که بالاخره چه خبر است و چه کسی چه چیزی گفته، او کارش مشکل می شود . ما الان از این حیث ضعف داریم . یعنی هرکدام از ما به حافظه خودمان مراجعه کنیم و بپرسیم کدام روزنامه هست که مستقل از این گرایش های تشکیلاتی و تشکلی وحزبی وسیاسی و از این حرفها ، می تواند خبر به مردم بدهد، اینجا - حالا نمی گویم نیست ، ولی - پیدا کردنش آسان نیست . این یک مسئله مهمی است . آن وقت این واقعیت ، رابطه دولت وملت ، رابطه حکومت و ملت را مخدوش می کند . یعنی نه مردم دیگراعتماد می کنند به آنچه در مطبوعات می آید ونه دولت از این مطبوعات می تواند خوب استفاده کند . یعنی آن رابطه منطقی ای که رسانه برای رساندن پیام باید بین مردم و مسئولان داشته باشد ، این رابطه دستکاری می شود ، عیب پیدا می کند . یک جلوه بارز این گرایش ها ، تاثیر این گرایش ها ، تیترهایی است که در رسانه ها انتخاب می شود . یکی از گرفتاری های امثال بنده این است که ببینم صحبتی که کرده ام با چه تیتری در چه رسانه ای منعکس شده است . بنده می دانم که انتخاب تیتر یک مسئله مهم در مطبوعات است و طبیعی هم هست ؛ بالاخره تیتر، پیشانی خبر است . از آنجاست که می توان خواننده را جلب کرد و جذب کرد . اما درانتخاب تیتر چقدر ، در این برجستهسازی و این خلاصه سازی ، چقدر آن دیدگاه های روزنامه و رسانه دخالت می کند ؟ یک مثال ساده بزنم که مطلبش تازه اتفاق افتاده است . روز شنبه همین هفته در اختتامیه نمایشگاه کتاب بنده در آغاز صحبت خودم عرض کردم که در دویست سال گذشته ما در عرصه علم عقب مانده ایم . یکی از روزنامه ها در صفحه مهمی ، حالا یا صفحه اول بود یا صفحه آخر یا جای دیگری ، نوشته بود" فلانی : در عرصه علم عقب مانده ایم " . دروغ هم نگفته بود ، این عبارت را من گفته بودم .اما او" در دویست سال گذشته "را حذف کرده بود . به قول آن فیلسوف ؛ هر راست ناقصی ، یک دروغ کامل است - شما ارتباطاتی ها و روابط عمومی ها این را باید توجه کنید . ولی هرکه آن را می خواند ، چه می فهمید ؟ من بعدش مفصل صحبت کرده بودم که ما در این بیست وچند سال گذشته بعد از انقلاب خوشبختانه شاهد پیشرفت علمی کشور تا حدود زیادی بوده ایم . اما آنچه از سخنرانی بنده نقل شده بود - با حذف آن دوکلمه - و تیتر شده بود ، این بود . این یکی از مسائلی است که به هرحال دامنگیر جامعه ماست در عرصه ارتباطات و اطلاع رسانی و روابط عمومی ؛ و این که یک فضایی ایجاد کنیم که آن تیتری که انتخاب میشود ، عنوانی که برای خبر انتخاب می شود وانتخابی که از خبر می شود ، لااقل یک مقداری از مقصود صاحب خبر را هم برساند .این یکی از مسائل مبتلابه دائمی است . یک مطلب دیگری را هم خدمتتان عرض کنم وآن ، اهمیت زبان است . زبان ، سخن گفتن ، ادبیات ، کلام، لفظ ، در کاری که شما برعهده دارید . زنهار ، زنهار، مسئله زبان را دستکم نگیرید . ابزار کارشما کلمه است . این کلمه باید دقیق انتخاب شود وآن کسی موفق تر است در اطلاع رسانی ، که بر زبان تسلط داشته باشد . در عرصه های پررونق ارتباطاتی ، زبان ، پالایش شده ، نیرومند و دقیق است ، مبهم نیست . حالا باز هم یک مثال دیگری بزنم . یک صحبتی دو روز پیش در مجلس داشتم ، مجلس قبلی خودمان ، برای مجلس دانش آموزی . مثال ها را اگر از خودم می زنم ، برای آن است که دیگر سندی لازم نداشته باشد بدهم . یک سخنرانی برای این نمایندگان مجلس دانش آموزی داشتم . گفتم که دموکراسی جانشین دین و اخلاق نمی تواند بشود ؛ دموکراسی جای دین واخلاق را نمی تواند بگیرد ؛ لازم است اول دین و اخلاق باشد ، بعد دموکراسی می تواند به آن کمک کند . خبر ظهر سیما ، این بود که فلانی گفت : دموکراسی با اخلاق و دین ملازمت دارد ! ملازمه یعنی چی ؟ این باب مفاعله در عربی یعنی چی ؟ ملازمه در منطق معنا دارد . وقتی دو چیزارتباطشان با همدیگر به نحوی باشد که این بدون آن نشود و آن بدون این نشود ، این را می گویند ملازمه ، یا تلازم . من که همچین حرفی نزدم . بنده عکس این را می خواستم بگویم . من آنجا گفتم دموکراسی هایی هست که بدون دین و اخلاق است و آنهاهیچ خیری عاید جامعه نمی کند . بنده در واقع می خواستم بگویم دموکراسی مستلزم دین و اخلاق است ، اگر بخواهد مفید باشد . من منظورم این بود . من نمی خواستم بگویم دموکراسی و دین ملازمه دارند با هم . چنین چیزی معنا ندارد . ولی یک نویسنده ای ، رسانه ای ای، یک دوستی ، یک برادری ، هر که هست ، یا خواهری ، خواسته این خبر را خلاصه کند ، حرف من را شنیده ، این کلمه را نوشته . شاید خیلی ها هم اصلا دقت نکنند . آن هم بد است . آن هم غصه است. بنده می خواهم خدمتتان عرض کنم : شما دوستان روابط عمومی در کلمه ، لفظ ،عبارت، اصطلاح ، ادبیات ، زبان ، کاملا دقیق باشید . و آخرین سخن ؛ و البته یک عذرخواهی ازاین که بنده وارد جزییات شدم ؛ چون این خلق و خوی معلمی از ما دورشدنی نیست . هرجا برویم ، بالاخره این عادت چهل و چند ساله با ما هست . اگر یک قدری بحث را کلاسی و کلاسیک کردم ، عذرخواهی میکنم . ما باید کلیات بگوییم ؛ معمولا اینجوری باید صحبت کنیم ؛ من عدول کردم از این قاعده . آخرین مطلب این است که تجربه خود من به بنده می گوید که روابط عمومی بدون روابط خصوصی ممکن نیست . اصلا روابط عمومی را بیخودی اسمش را گذاشته اند روابط عمومی ؛ اصلش روابط خصوصی است . حالا شوخی می کنم . منظور از روابط عمومی یعنی روابط با عامه مردم . ولی آن مسئول روابط عمومی که روابط خصوصی با رسانه ها نداشته باشد ، موفق نیست در روابط عمومی . کلید روابط عمومی در جعبه روابط خصوصی پنهان است . اگر می خواهید در عرصه روابط عمومی موفق باشید ، رابطه خصوصی خودتان را با دوستان رسانه ای برقرار کنید . نه به این صورت که هدایای بی جهت بدهید تا آنها ازشما تعریف کنند - که این یک عات زشتی است که قبل ها بود - بلکه به آن معنا که بالاخره شما با جامعه ارتباط عمومی اگر بخواهید داشته باشید باید قبل از آن با رسانه ارتباط داشته باشید ؛ مرتبا با اصحاب رسانه رابطه خاص داشته باشید . این سخن مجمل است . گفت ؛ من از مفصل این نکته - یا قصه - مجملی گفتم تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل . عذرخواهی می کنم از شما . یک بار دیگر این روز جهانی را به شما تبریک می گویم . از دولت که اهتمام دارد به کار روابط عمومی ها تشکر می کنم . ان شاء الله اگر این کار بزرگ روابط عمومی محتاج نوعی قانونگذاری هم در مجلس هم بود ، بنده از طرف همکارانم در مجلس آمادگی مجلس را برای همکاری اعلام می کنم . موفق و پیروزباشید . والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته
|